برکه من

Wednesday, August 06, 2008

سلمان

خیلی لذت بخشه خبر نامزدی یکی از بهترین دوستهات رو بشنوی. اون هم از خود پرروش که یک هفته است صداش هم درنیومده. دیشب رفتیم بیرون و میگه آره بهش گفتم will you marry me؟ اون هم گفت yes!
انگار نه انگار که هفته قبلش داشتم مخش رو بالا و پایین می کردم که خب چرا باهاش ازدواج نمی کنی؟ یک ساله با هم بودین. مگه همین آدمی نیست که می خوای؟ و هنوز ترس توی صداش و فکرش بود. بعد هم فکر کرد و فکر کرد و باز هم فکر کرد (کاری که توش خیلی خوبه!) و با جرأت فراوان – که خیلی جای تحسین داره – بهش پیشنهاد ازدواج داد.
بقیه اش هم جوره. گاماس گاماس. خیلی خوشحالم براش.

بعدالتحریر. ناگهان تعداد خروسهای مرغ دار دور و بر داره زیاد میشه!! :)