برکه من

Monday, April 09, 2007

در وصف نعمت برادرشوهر


خداوند به من لطف کرده و دو تا برادر شوهر دسته گل بهم داده یکی از یکی گل تر، یکی از یکی ماه تر! خدا حفظشون کنه الهی مادر. الهی اگه بی برادرشوهر موندین، خدا بهتون برادر شوهر بده! هر چند که احتمالاً اگه ندارین، دیگه بهتره نداشته باشین، چون اون قدریش دیگه خیلی به دردتون نمی خوره، بیشتر مامانش می شین تا خانم دادشش!
ما یه برادر شوهر نازنین که در ایران داریم (خدا الهی از "آقایی" کمش نکنه) کماکان دوستان الطاف و محبّاتی!! که می کنند رو بعضاً به شکل "چشمه" احتمالاً اینجا مشاهده کرده اند. این چشمه ها نشانی از اون دریاست، از اون اقیانوس رحمت و فضلشه که من ازش مستفیض میشم! خدا الهی زنده نگهش داره بالای سر زن و بچه اش! اما خداوند یه برادر شوهر اینجا به ما داده که به لحاظ لطف و رحمت یه چیزی توی مایه های داداشش توی ایرانه، یه ورژن دیگه اش! خدا ایشالله این یکی رو هم حفظ کنه و ما رو زیر سایه ش حفظ کنه الهی. این برادر شوهر هم به من خیلی لطف داره، هر از چند گاهی به انواع و اشکال مختلف من رو سرویس می کنه خلاصه! ما هم که عادت داریم و بالاخره کوچیکش هستیم. معمولاً نسبت به ضعیفه ها ارادت خاصی داره و دست ترحمی به سرشون می کشه و ضعیفه بودنشون رو گوشزد می کنه! خدا الهی حفظش کنه. هر وقت هم که لطف می کنه و منت می ذاره و خونه محقر و داغون ما رو به قدمهای مبارکش منور می کنه، از این صحبت می کنه که چقدر خوبه ضعیفه ها وجود داشته باشند که به قویه ها (!) سرویس بدهند و شام و ناهار و ماساژ و حال و هر اونچه که وظیفه یه ضعیفه است. خلاصه که من ارادتی دارم به برادر شوهرهام...(فعلاً باشه تا بعد!) نتیجتاً که هر کی برادرشوهر نداره، می تونه خیلی حسرت بخوره. چون به نظر من آدم خیلی نیازی به برادر نداره، اما برادر شوهر (از نوع جوونش البته!) از واجباته!
خدا ما رو همواره زیر سایه برادر شوهرامون نگه داره که به الطافشون به ما ادامه بدهند!

بعدالتحریر. جدا از تمامی شوخی ها گذشته، برادر شوهرهای من بی بروبرگرد بهترینشون در دنیان. چه ایران که بودم این طور بود، چه اینجا که هستم. اگه صبر ایوب داشته باشی و باهاشون کنار بیای، می تونی خیلی باهاشون خوش باشی! من هم از وقتی صبر ایوب پیدا کردم، چشمه های حکمت درک وجود این برادران برم واضح شد! وگرنه قبلش... دورانی بود!