برکه من

Monday, May 07, 2007

باز هم مرگ


سخته برام اولين پستي كه از ايران مي ذارم، در حاليكه كلي حرف و احساس دارم، خبر مرگ يكي از دوستان و هم كلاسي هام باشه... ايميلم رو چك كردم، خيلي تكون خوردم. خدا رو شكر مي كنم كه ايران بودم، تونستم به دوستهام زنگ بزنم. خبر بگيرم، شايد دانشگاه تهران مراسم بگيرن. شايد من هم بتونم برم. اگه الان ايران نبودم خيلي داغون تر بودم. شايد بعد از فارغ التحصيلي خيلي كم اصلاً بهش فكر كردم. در اين يك ساعته كل خاطرات آزمايشگاه رو مرور كردم. چقدر ... قاطي ام.