برکه من

Wednesday, February 15, 2006

در مدح پیاده روی و تاثیرات آن...


1- هر روز صبح که می رم موزه آب راه می رم با خودم می گم که فردا دوربین میارم از اینجا عکس می گیرم می ذارم تو وبلاگم. اینجا که اینقدر زیبا و فرح بخشه... اصلاً نمی شه باور کرد که یه همچین جایی با این همه زیبایی توی چنین جایی که مثلاً تهرانه پیدا می شه. این پیاده روی صبحها واقعاً برام نعمتی شده و خیلی براش ارزش قائلم. حالا زود می رم ازش عکس می گیرم. فعلاً باید بدوم که به مشهدم برسم.

2- امروز اولین کادوی تولدم رو گرفتم که کلی سورپریزاینها شدم. یکی از دوستهام روی میزم گذاشته بود. هیچ وقت نتونستم دنیای محبت خالصش رو جبران کنم.

3- اوهوی یک دوست! چرا قایم شدی زودی بگو ببینم کی هستی؟

4- سالگرد ازدواج و تولد در حرم حضرت... کیفی داره ها!