برکه من

Wednesday, June 20, 2007

پاريس، روح زندگي شهري


دیروز بعد از اینکه رسیدیم هتل هم بیشتر موندیم و استراحت کردیم. می دونم که پاریس عمدتاً شبش هست که اون ambiance و حالت فوق العاده رو داره... و حقا که درست بود. ساعت 10 شب هوا تاریک میشه تا 2:30 صبح که اذان میشه و 4:00 که هوا روشن میشه فرصت خیلی کمی برای لذت بردن از شب هست. 10:30 رفتیم بیرون و بعد از بارون های فوق العاده زیبایی که اومد (ما هم از کویر فرار کرده!) زدیم بیرون و رفتیم به سمت شانزه لیزه. شانزه لیزه همونی بود که یک عمر شنیده بودم و تصور می کردم. البته قطعاً در شرایطی که آدم با معشوقش راه بره. وگرنه تنها بودن توی شانزه لیزه کاملاً بی معنیه. واقعاً روح و حالتی که داشت خیلی بی نظیر و لذت بخش بود. تا 2:30 توی خیابون بودیم.

صبح رفتیم Sacré-Coeur. واقعاً جای زیبایی بود. واقعاً کلیسای قشنگ و روحانی ای بود. فوق العاده حالت معنوی قوی ای داشت. واقعاً هم زیبا بود. بعدش رفتیم Notré Dame معروف. معماری فوق العاده ای داشت. واقعا زیبا و در عین حال عجیب بود. من که قبلاً کتاب Davinci Code از Dan Brown رو خونده بودم و الان هم مشغول خوندن Angels & Demons اش هستم، به شدت محو سمبل ها و علامات و نشانه ها بودم و خیلی دلم می خواست مفاهیم رو می فهمیدم. سه طرف خارجی کلیسا یه طورهایی به شدت علائم شیطانی و حیوونهای عجیب و غریب داشت در حالیکه داخل کلیسا و ورودی اون حالت خیلی معنوی زیبایی داشت. البته اصلاً مثل Sacré-Coeur نبود به لحاظ معنوی. ولی زیبایی زیادی داشت. در کنارش هم سن و قایق های روی اون و ... واااای! کلاً اینجا خیلی شهر باروحیه. شاید اگه از تهران می اومدم اینقدر به این شدت احساس نمی کردم که الان از دبی اومدم. چون که دبی واقعاً شهر fake و غیرواقعیه. همه چیزش فیلمه. کافه Le Notré رو توی دبی هم رفتم. ولی اونی که اینجا می بینم اصلاً قابل مقایسه نیست. همه چیزش روح داره و واقعیه. نمی دونم چه طوری بگم! بعدش هم رفتیم ایفل. اون هم خب طبعاً خیلی زیبا بود. فکر کردن اینکه چنین چیزی سال 1888 ساخته شده واقعاً جالبه. وگرنه سازه های جالب تر از این هم الان ساخته میشه. صف های ایفل خیلی طولانی بود و گذاشتیم یه وقت زود بریم که بتونیم بریم بالا.

الان که ساعت 8:30 شبه و هوا مثل 4 بعد از ظهر روشنه! برم یه استراحتی بکنم که شب پاریس رو از دست ندم!





Posted by Picasa