برکه من

Sunday, December 24, 2006

سال نوی اینها


جو حسابی کریسمسی و سال نویی شده. این جو شامل چند تا عنصر اصلی میشه:
1- عده زیادی می روند تعطیلات و حجم کارها کمتر میشه یا اینکه ایمیل که می زنی یه جواب اتوماتیک می گیری که طرف رفته تعطیلات.
2- مردم همگی در حال خرید کردن اند. یعنی یه چیز می گم یه چیز می شنوی!! مردم مثل سه نقطه در حال خرید کردن اند. ما دیروز که جمعه بود رفتیم یکی از این شاپینگ سنترهای خیلی غول به عادت همیشه و باور نمی کردیم که بعد از ظهر جمعه که به زور یه نصفه پارکینگ پر می شد، سه چهار طبقه پارکینگ پر بود و مثل مور و ملخ از همه جا آدمیزاد در می اومد. من و حاج آقا جداً دهنمون باز مونده بود.
3- همه جا درخت کریسمس تزئین شده گذاشته اند و ملت کلاههای بابا نوئل سرشون می کنند و نشانه های سال نو و کریسمس زیاده. البته از این نظر با اروپا قابل مقایسه نیست. به هر حال هنوز مشخصه که در حد یه شهر توریستی دارند کریسمس رو جشن می گیرند. چون خود دولت رسماً هیچ کاری نمی کنه.

از اونجایی که فستیوال معروف دبی شروع شده و همه هم که در حال خرید هستند، ما هم جوزده شدیم و گفتیم خریدهایی که می خواستیم بکنیم رو بکنیم. بعد که به قصد خرید رفتیم بیرون دیدیم از حراج خبری نیست، اما همه همچنان خرید می کنند. یعنی هر جا می ری می بینی نوشته حراج، ولی اصلاً خبری نیست (یا ما ندیدیم!) اما به هر حال بعد از قرنها که می خواستیم، یه دوربین فیلمبرداری خیلی باحال و جمع و جور خریدیم که البته این یکی تخفیف خورده بود، ولی خیلی کم. کلاً 10-15 درصد، 100درهم (25هزارتومان) تخفیف خورده بود. ولی خیلی دوربین خوبی بود. دیگه از صبح داریم از در و دیوار فیلم می گیریم. حاج آقایی که همیشه می گفت فیلمبرداری اصلاً به درد نمی خوره، چون آدم هیچ وقت نگاه نمی کنه، دائم فیلم می گیره و از دیدن فیلم 3 دقیقه پیش حال می کنه! :) یه دونه تبدیل MP3 Player به ضبط ماشین هم خریدم که خیلی توپسه! دیگه هر نوع محدودیت audio ای حذف شد. چون گفته بودم از ایران یه سری کامل سی دی های تفسیر فرستاده بودند به این هوا که توی ماشین گوش بدم. بعد دیدم که همه اش MP3 بود. حالا دیگه extension هیچ فایلی فرق نمی کنه...! این تکنولوژی چه ها که نمی کنه.
الان دم غروبه و اومدیم توی همون کافی شاپ کذایی دم خونه مون توی هوای باز، کنار فواره ها، اینترنت مجانی، کافه لاته و مافین ... دیگه خلاصه حسابی عشقولانه ایم.
هفته دیگه برای عرفه و عید قربان و سال نو به همراه تعطیلات آخر هفته 4 روز تعطیلیم. تعطیلی قطعاً خیلی خوبه. منتها وقتی تمام اطرافیانت می ذارند می رن و خودت هم نمی تونی اون قدر هزینه کنی که بری و کسی هم حاضر نشده بیاد پیشت، یه ذره 4 روز تعطیلی بی معنی میشه!
دو روزه دارم به ظهور امام زمان فکر می کنم. شاید دیگه بهش فکر نکنم، شاید هم در موردش ننویسم. اگر فکر کردم و به نتیجه ای رسیدم، شاید در موردش بنویسم. کل موضوع فکرم اینه که امام زمان آخه می خواد توی این دنیا چی کار کنه؟ اصلاً چطوری میشه این دنیا به سمتی بره که احساس نیاز به امام زمان بکنه. این دنیایی که من دارم می بینم روزبه روز بیشتر به سمت این می ره که کار خودش رو بکنه.